تبليغاتX
سید محمد علی رضازاده
 " من سگی"
 

در شهر پر شده است که احوال من سگی است

آری سگی است, حالِ من و قال من سگی است

 

دندان جمله های خودم را کشیده ام...

نام و نهاد و فاعل و افعال من سگی است!

 

هر شب مرا به ساعتِ سگ کوک می کنند,

هر صبحدم ستاره ی اقبال من سگی است!

 

تقویمِ روزگار ورق می خورد...ولی،

مال شما کبوتری و ... مال من سگی است

 

سم و سکوت و سُرب و سِل و سنگ و سنگ و سنگ...

هر هفت سینِ سفره ی هر سالِ من سگی است!

 

پنجه به سمت مخمل مهتاب می کِشم...

خوی پلنگ دارم و چنگالِ من سگی است

 

من پاسبانِ گله ی شهرم, شبان من!

بیم از گزند گرگ نکن حال من سگی است!

 

دارند مرد و زن به سرم سنگ می زنند

برخورد شهر با من و امثال من سگی است...!

 

مردادماه 86

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ARYA در دوشنبه 1388/03/04  |
 "من" درد می کند

اگر به میل تو باشد!

آتشم می زنی

و بر دروازه شهرمی آویزی

بر درگاه باد

اگر به میل تو باشد

خط می زنی خواب هایم را

پاک می کنی لبخندهایم را

چمدان گریه هایم را می گشایی

مرا در جا سیگاریت خاموش می کنی

از ارتفاع شعرهایم هُلم می دهی

تا درهای ژرف شیون...!

***

اگر به میل تو باشد

مرا بی جفت تر جهان!

در هیئت "سُرنگی" که جیغ کودکی را

قبلا در آورده، می خواهی...

(چرک نویس ها که از سطلِ زباله نمی ترسند!)

***

اینقدر از دیوارِ دلِ این و آن بالا نرو!

باران که بیاید، قورباغه ها هم عاشق می شوند!

بی چتر بی کلاه...

ستاره های عاشق به هیبتِ شهاب خودکشی می کنند...

حالا که میل، میل تو نیست

از رویِ سایه ام بر خیز

می خواهم بایستم

می خواهم بایستم

می خواهم شهاب شوم...!

________________________________________________


دستم, دلم, سرم, نه..., تنم درد می کند!

دستم که می زنی بدنم درد می کند!

جوراب و کفش من, کت و شلوار آبی ام

تا دکمه های پیرهنم, درد می کند!

در ذاتِ جمله های من اندوه ریختند!

مصرع به مصرع سخنم درد می کند!

با اجتماع بهت زده, جمعِ بی جنون...

هر لحظه هر کجا که "منم" درد می کند!

احساس می کنم که خطوط پیاده رو...

-در لحظه قدم زدنم درد می کند!

جمعند ابرهای جهان در نگاهِ "او"

انگار چشم های "زنم" درد می کند!

حتی همین غزل که شبیه خود من است

-من بیت بیت می شکنم- درد می کند

باران شو وُ ببار! کویرم که تشنه تن

هر بوته بوتۀ گَونَم درد می کند

مرفین بوسه های تو خوابم نمی کند

مژه به مژه دوختنم درد می کند

ای "عاشق توام " و تو ای " دوست دارمت"

حرف از تو می زنم دَهَنم درد می کند!...



___________________________________________________


آبندان سوته - شهرستان فریدونکنار - دی ماه 86 - عکس از : آریا آقاجانی

|+| نوشته شده توسط ARYA در سه شنبه 1387/10/10  |
 خبر
"وبلاگ رسمی استاد محمد علی بهمنی آغاز به کار کرد"
|+| نوشته شده توسط ARYA در سه شنبه 1387/10/10  |
 جشنوارها
جشنواره شعر عاشورایی در مازندران برگزار شده, تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای رضازاده یکی از داوران این جشنواره بودند. این جشنواره دیروز 10/08 در بابل از برگزیدگان خود تقدیر کرد.



|+| نوشته شده توسط ARYA در دوشنبه 1387/10/02  |
 
 
بالا